حسرت دیروز

 

نوشته شده در جمعه بیست و ششم اردیبهشت 1393ساعت 19:48 توسط پونه| |


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393ساعت 18:31 توسط پونه| |

چند عکس از جواد قبل قهرمانی....

قهرمانی تراکــــــــــــــــــــــــتور مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یاشاســــــــــــــــــــــــــــــــین ترخــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتور


و شادی بازیکــــــــــــــــــــــــــــنان...


و تبریک قهرمانی تراکتور پوریا پور سرخ به دوستان صمیمی اش علی کریمی و جواد کاظمیان...


و شادی هــــــــــــــــــــواداران درتبریز...

.........................................................................................................................................

جواد عزیز این قهرمانی رو بهت تبریک میگم...

بهترین هارو برات آرزو دارم...

یاشاســـــــــــــــــــین جواد کاظمیــــــــــــــــــــــــــــان

نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1392ساعت 12:35 توسط پونه| |

      

آن روزها كه «جواد كاظميان» در فوتبال ايران گل كرد و شد محبوب پرسپوليسي ها، جواني بود در روياهاي طلايي. كاظميان زود به تيم ملي رسيد و جايگاه مناسبي هم براي خودش دست و پا كرد. هنوز هم كه هنوز است هم قسم شدن او با «علي كريمي» براي مقابله با «علي دايي» و حاشيه هاي مفصل بعد از آن در ذهن ها مانده است.

لژيونر شدن يعني تجربه حضور در فوتبال باشگاهي خارج از ايران براي هر بازيكني بيشتر از لحاظ مالي يك اتفاق خوب محسوب مي شود و در مواردي كه بازيكن مذكور راهي فوتبال اروپا شود، روي رشد فني اش هم تاثير بسزايي دارد. اين اتفاق براي كاظميان صرفاً فوايد مالي داشت و گرنه حضور بلند مدت او در فوتبال امارات نه تنها موجب رشد اين بازيكن نشد، بلكه در نهايت سبب افت وي و دور شدنش از تيم ملي گرديد. فوتبال امارات با توجه به اينكه از نظر فني در سطح پايين تري نسبت به فوتبال ما قرار دارد، موجب تنبل شدن بازيكنان ايراني مي شود. بازگشت به پرسپوليس و ترك فوتبال امارات براي هواداران اين بازيكن خبر خوشي محسوب مي شد اما خب اين كاظميان، آن فوتباليست سرحال و مستعدي كه ما تحويل ليگ امارات داديم نبود. عملكرد بسيار ضعيف وي در پرسپوليس نهايتاً منجر به جدايي از جمع سرخپوشان پايتخت و پيوستن به تيم سرخپوش و پرطرفدار ديگر يعني تراكتورسازي شد. او در نيم فصل به تبريز رفت و در مجموع بهتر از زماني كه در پرسپوليس بود ظاهر شد.

كاظميان از آن دست فوتباليست هايي بود كه اگر بيشتر قدر خودش را مي دانست، مي توانست مدارج ترقي را طي كند و سر از فوتبال امارات در آورد اما وي نتوانست در فوتبال امارات حرفه اي زندگي كند، در نتيجه درهاي آينده را به روي خودش بست. هنوز به خاطر دارم روزي را كه پس از بازي دوستانه پرسپوليس و بايرن مونيخ در تهران، «فليكس ماگات» سرمربي وقت مونيخي ها از عملكرد كاظميان تمجيد كرد و او را جواني خوش آتيه خواند.
جواد براي فصل آينده، قراردادش را با تراكتورسازان تمديد كرده است و دليل اصلي اين كار را جو مناسب اين تيم و شور هوادارانش مي داند. كاظميان از تراكتورسازي به عنوان خانواده اي بزرگ و دوست داشتني ياد مي كند. گفتگو با وي را بخوانيد.

جايي از تو شنيدم كه خانواده ات برايت از همه چيز مهمتر است. اين همه علاقه و وابستگي را بايد با همان محبت بين فرزند و والدين توجيه كنيم يا دليل خاصي هم دارد؟

خانواده و خصوصاض پدر و مادرم، همه چيز من هستند. آنها هميشه مرا حمايت كرده اند و از هيچ چيز مضايقه نكرده اند. من خودم را هميشه مديون آنها مي دانم و همان طور كه گفتي برايم مهمترين ها هستند.

اين علاقه را خيلي هم زود بروز مي دهي. مثلاً قبل از بازي برگشت مقابل استقلال واكنش تند و عصبي تو به كساني كه ناسزا مي گفتند عجيب بود. كمتر از اين كارها مي كني.

از استقلالي ها چنين انتظاري نداشتم. من حتي زماني كه در پرسپوليس بازي مي كردم هم از اين دست توهين ها از استقلالي ها نشنيده بودم اما اين بار خودم همه شوكه شدم. نمي توانستم وقتي به خانواده ام توهين مي كنند، بي تفاوت باشم. به خاطر آن حرف ها هيچ وقت هواداران استقلال را نمي بخشم.

بعد از آن عارضه قلبي، حال پدرت خوب است؟

شكر خدا رد حال حاضر شرايط پايداري دارد. بايد بيشتر مواظبش باشيم. خودش هم بايد بيشتر حواسش به خودش باشد. پدرم عزيز همه ماست.

اينكه در تراكتورسازي ماندي يك تصميم مستقل بوده يا با توجه به حضور دايي در پرسپوليس و نااميدي از بازگشت به اين تيم در تبريز ماندگار شدي؟

نه، ربطي به پرسپوليس نداشت. اگر دايي هم سرمربي اين تيم نمي شد معلوم نبود برگردم ضمن اينكه با خود ايشان هم مشكلي ندارم. تراكتور را دوست دارم.

چرا؟

چرا دوست دارم؟

بله. اين همه علاقه به تيم تبريزي چه دليلي دارد؟

راستش اينجا خيلي آرامش دارد. اذيت نمي شوم و مهمتر از همه اين كه كل شهر مثل خانواده من است. تبريزي ها خيلي به من محبت دارند. اينجا تراكتور، شهر را تبديل كرده به يك خانواده بزرگ. حمايت هواداران را چه داخل زمين و چه بيرون از آن به راحتي مي توان حس كرد.

بين دو نيم فصل كه تراكتوري شدي اميدواري زياد به كسب يك جام وجود داشت اما نشد.

شرايط خوب پيش نرفت. تيم بعد از باخت به استقلال دچار بحران شد و آن اواخر هواداران هم قهر كرده بودند. شانس قهرماني در ليگ برتر را داشتيم اما نشد.

حالا كه گل محمدي از پرسپوليس رفته هنوز هم از او بابت نحوه كنار گذاشته شدنت دلخوري؟

ببين، فقط بحث من نيست. يحيي با هيچ كدام از همبازيان سابقش خوب تا نكرد. شان مهدوي كيا آن طور خداحافظي كردن بود؟ خدا به دل آدم ها نگاه مي كند. من بازيكن كم سابقه اي نبودم در پرسپوليس نبايد آن طور مرا كنار مي گذاشت. شكل قضيه آرام دهنده است. اگر مي آمد خودم را كنار مي كشيد و مي گفت جواد تو را نمي خواهم راحت تر مي پذيرفتم چون سرمربي بود و حق داشت اما او هر جا نشست گفت فلاني را نمي خواهم و شخصيت مرا تخريب كرد.

البته حضور در تراكتور براي تو بد نشد.

خدا جاي حق نشسته. من در تراكتورسازي توانستم دوباره خودم را پيدا كنم و در نهايت هم نايب قهرمان شديم. شايد اگر در پرسپوليس مي ماندم فوتبالم آسيب مي ديد اما خب در تبريز به آرامشي رسيدم كه موجب تثبيت بازي ام شد.

تو كه با توني (آنتونيو اولويويرا، سرمربي پرتغالي و پيشين تراكتورسازي) مشكلي نداشتي؟

اصلاً. همديگر را خوب درك مي كرديم. آن اوايل كمي با هم چالش داشتيم اما در نهايت با هم كنار آمديم.

به عنوان فوتباليستي كه بازي در تيم هاي اماراتي را هم تجربه كرده، احساساتي بودن توني را به سود تراكتور مي داني يا به ضررش؟

واقعاً آدم جالبي بود. خيلي احساساتي بود. يك وقت مي آمد جوري مرا در آغوش مي گرفت كه احساس مي كردم سال هاست مي شناسمش. اين اخلاقش خيلي در روحيه بازيكنان تاثير داشت اما خب بيش از حد احساساتي بودن ضررهايي هم دارد كه گاهي ممكن است دامن تيم را بگيرد اما در مجموع من او را يك مربي موفق در تراكتورسازي مي دانم.

و آيا تراكتورسازي با مجيد جلالي، فصل موفقي خواهد داشت؟

چرا كه نه. آقا مجيد مربي كاربلديست و ما در فصل پيش رو علاوه بر ليگ برتر و جام حذفي دومين حضورمان در ليگ قهرمانان آسيا را هم تجربه مي كنيم كه اميدوارم اين بار بهتر نتيجه بگيريم.

مخاطبان اين گفتگو كساني هستند كه مجله اي با فضاي خانوادگي و محتواي روانشناختي با محوريت بهبود سبك زندگي را براي خواندن انتخاب كرده اند. خود تو در زندگي چه اسلوبي را دنبال مي كني؟

همه چيز من خانواده ام است. من فوتباليست هستم و هميشه تلاش مي كنم موفق باشم. اما آنچه در نهايت برايم مهم است اعضاي خانواده ام هستند.

..........................................................................................................................................................

و چند عکس از جواد عزیز

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت 15:35 توسط پونه| |


شب بود ، شبی که تصویری سیاهتر از گذشته ها داشت…
شبی که مهتابش در پشت ابرهای سیاه به خواب رفته بود.
شبی که گهگاهی ستاره های نادری در آسمان سیاه و ابری می درخشیدند .
ستاره هایی که نوری نداشتند…
شب سوت و کور شده بود ، بدون مهتاب ، بدون ستاره!
ابرها به آرامی از کنار ماه می گذشتند…وقتی ابرهای سیاه بر روی ماه می نشستند احساس تنهایی و سیاهی در من بیشتر می شد…
شب نمی گذشت ، بی پایان بود…کاش هر چه زودتر این شب بی پایان ، پایان داشت. سکوتی سرد در تنهایی و درد در قلب آسمان دلم احساس می شد…
سیاهی شب…تنهایی!
ستاره ها درد مرا نمی فهمند ، مهتاب خاموش مانده است، چون ابرهای سیاه روی آن را پوشانده اند…
تنها امیدم به مهتاب بود اما…
حالا به چه کسی بگویم درد دلم را در این شب غریبه!…
ستاره ها هر کدام در آسمان برای یک دل هستندو برای هزار چشم چشمک می زنند …
من دلم می خواهد درد دلم را برای کسی بگویم که یک دل و یکرنگ باشد اما!..
پس همان بهتر که درد دلم درونم بماند و تبدیل به بغض شود و در آخر سر بغضم تبدیل به همان گریه شبانه شود…همان بهتر…
.
.
.
.
.

............................................................................................................................................

سری جدید از عکسهای جواد کاظمیان.....



/wp-content/uploads/2013/10/IMG00002576.jpg


              یاشاسین جــــــــــــــــــواد کاظمـــــــــــــــــــــــــــیان...

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آبان 1392ساعت 18:9 توسط پونه| |

تو ای یار صداکن مرا

ز اندوه شب ها رها کن مرا

صدا کن صدا کن که تا بوده ام

دمی بی خیالت نیاسوده ام

صدا کن که امید دیدار نیست

در این ابر ماهی پدیدار نیست

صدای تو از پشت دیوارها

بود یادی از روز دیدارها

صدای تو از سرزمین های دور

مرا می برد تا دیار سرور

ز من یادی کن ای پرستوی من!

که یاد تو خیزد ز هر موی من

پریدی ز گلزار سوی دشت

ولیکن ندانی چه بر ما گذشت

پریدی ولی آشیانت کجاست؟

در اقلیم غربت نشانت کجاست؟

پرستوی من!بال و پر باز کن

جدایی مرا کشت پرواز کن

ندارم در این گوشه فریاد رس

پیام بهارم بده در قفس

نه صبریست در من نه یارای زیست

به جان کندنم تهمت زندگیست

از این شام غربت رها کن مرا

تو ای یار صدا کن مرا..........

................................................................................................................

سلام به همه ی دوستای گلم که تو این مدتی که نبودم فراموشم نکردنو به یادم بودن..

از همه شما عزیزان واقعا ممنونم و به همتون میگم

                                      یاشاســــــــــــــــــــــــین...

........................................................................................

و نوبت میرسه به جواد عزیز...

گوش کن!

خاموشی ها گویاترند!

در خموشی های من فریادهاست.....


65d5a004158f11e3949722000a1f90e1_7.jpg

7df6daaa125f11e3882c22000a9e06a8_7.jpg

e5c617eecdf511e2b4f522000ae908a3_7.jpg

afe23a62cdf611e2a0b722000ae911ee_7.jpg

http://www1.fc-perspolis.com/image/getthumbnail/id/11719/size/large

کمی قدیمی تر...


      

           یاشاســــــــــــــــــــــــــــین جواد کاظـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمیان



نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 16:40 توسط پونه| |

 

به گزارش سایت خبری-تحلیلی تراکتورسازی

به نقل از سایت رسمی باشگاه ، مهاجم فصل قبل تراکتورسازی برای فصل جدید با باشگاه به توافق رسید

و تمدید کرد.

 

 

جواد عزیز برات آرزوی موفقیت دارم...!

                                   یاشاسین جواد کاظمیان..... 

 

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392ساعت 16:1 توسط پونه| |

 

بازیکن تراکتورسازی می گوید علی کریمی

می توانست تا 40 سالگی فوتبال بازی کند.

 

جواد کاظمیان در بازی با پرسپولیس به سمت نیمکت ذخیره های این تیم نرفت و برای این کارش هم دلیل دارد:« کاری به نیمکت نداشتم.من دوستانم و هم بازی های قدیمی ام را در زمین دیدم و با آنها خوش و بش کردم. دلیلی نمی دیدم که به سمت نیمکت دخیره ها بروم.»

جواد کاظمیان که هنوز هم از بی مهری هایی که در پرسپولیس با او شد حرف می زند در ادامه می گوید:« من نمی توانم از واقعیت ها فرار کنم.هواداران من را کردند جواد کاظمیان.یادم می آید بچه که بودم می رفتم ورزشگاه و پرسپولیس را تشویق می کردم.در تیم فعلی،هیچ کس به اندازه من پرسپولیسی نیست.ولی کاظمیان را که کاپیتان سوم تیم بود را با بی مهری از پرسپولیس جدا کردند.مهدی مهدوی کیا،علی کریمی و من سه کاپیتان پرسپولیس بودم.بروید تحقیق کنید و ببینید که دایه های بهتر از مادر چطور با این سه کاپیتان بازی کردند و آنها را از پرسپولیس محو کردند؟»

او در پاسخ به این سوال که چه کسانی این کار را با آنها کردند می گوید:«من دوست ندارم حرفی بزنم.اما مسبب این اتفاقات را همه می شناسند.نمی دانم واقعا چطور شب ها سر را روی بالش می گذارند. من زمانی تحت فشار بودم و پدرم هم سکته کرده بود.از پرسپولیس رفتم و در شرایطی که خیلی ها می گفتند فوتبال جواد کاظمیان تمام شده است در تراکتور احیا شدم.خدا به من عزت داد و یکبار دیگر سربلند شدم.»

از کاظمیان درباره نایب قهرمانی تراکتورسازی سوال کردیم که او گفت:«احتمال می دادیم که نایب قهرمان شویم.چون آلومینیوم برای اینکه در لیگ برتر بماند نیاز به امتیاز مقابل سپاهان داشت.سپاهانی ها هم که قهرمان جام حذفی شده بودند چندان عطشی برای بردن نداشتند.ما بعد از استقلال که با 67 امتیاز قهرمان شد دوم شدیم اما حسرت امتیازهای از دست رفته را خوردیم.ما اگر در تبریز از فولاد امتیاز گرفته بودیم حالا قهرمان بودیم.شکست مقابل استقلال کار را خراب کرد.البته بعد از این بازی ها شانس های زیادی داشتیم ولی در آن بازی از لحاظ روحی و روانی تضعیف شدیم.در مجموع یک نیم فصل خوب برای من رقم خود و با آرامش کامل در تراکتورسازی بازی کردم.باید از همه هواداران تشکر کنم که همه جوره من را حمایت کردند.»

جواد می گوید که هیچ کدام از بازیکنان فعلی پرسپولیس به اندازه او پرسپولیسی نیستند.او بازی فینال جام حذفی را پیش می کشد و می گوید:«واقعا برای 100 هزار نفری که به آزادی آمده بودند ناراحتم.حیف شد.پرسپولیس فصل بعد هم در آسیا حضور ندارد و هواداران این تیم غصه می خورند.برای آنها آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم در سال آینده شرایط طوری شود که آنا سهمیه آسیا را بگیرند و با گرفتن یک جام فصل را به پایان برسانند.»

کاظمیان سال آینده در تبریز می ماند یا نه؟

این سوالی است که جواد در موردش می گوید:«خودم دوست دارم که قراردادم را تمدید کنم.من همیشه آدمی هستم که انصاف را رعایت می کنم.تراکتوری ها به احیا شدن کاظمیان کمک بزرگی کردند.از همان روز نخست که پایم را به تبریز گذاشتم آنها هوای من را داشتند.به همین دلیل دلم می خواهد فوتبالم را در تبریز ادامه بدهم.»

خداحافظی غیر منتظره علی کریمی از دنیای فوتبال. جواد در این مورد هم حرف می زند و می گوید:«ببینید فرهاد مجیدی با 37 سال سن هنوز بازی می کند چون توانایی اش را دارد.آیا در حال حاضر مهاجمی بهتر از فرهاد در لیگ برتر داریم؟یا همین علی کریمی.او با پتانسیلی که دارد می تواند تا 40 سالگی فوتبال بازی کند.به نظر من در لیگی که هیچ ستاره ای ندارد مجیدی و کریمی باید تا 40 سالگی بازی کنند.خود من می خواستم از فوتبال خداحافظی کنم اما وقتی وضعیت بازیکنان لیگ برتری را دیده ام تصمیمم عوض شده است.بازیکنانی امثال نکونام،کریمی،مجیدی و حتی ایمان مبعلی باید تا سالها فوتبال بازی کنند.»

به عنوان سوال آخر از بازیکن تراکتورسازی درباره مهدوی کیا پرسیدیم.همیشه می گفتند که یکی از بدشانسی های کاظمیان این بوده که همیشه پشت درخشش مهدی مهدوی کیا گیر کرده و شرایط برایش فراهم نشد تا استعداد های خودش را نشان دهد:«من دقیقا در اوج فوتبال مهدی پشت او قرار گرفتم.البته در خیلی از جاها می توانستم هم به تیم ملی و هم به پرسپولیس کمک کنم.به هر حال نمی دانم باید در این مورد چه چیزی بگویم.اما فکر می کنم من همین الان هم می توانم به تیم ملی کمک کنم اما حقی از خودم نمی بینم که حتما باید دعوت شوم.برای ملی پوشان آروزی موفقیت می کنم و امیدوارم شرایط طوری رقم بخورد که ایران به جام جهانی صعود کند.اگر این اتفاق نیفتد باید فاتحه فوتبال را تا سالها خواند.مردم ما منتظر این شادی هستند.اگر قطر را ببریم گره خیلی از کارها باز می شود.به هر حال امیدوارم که این اتفاق بیفتد.»

                                                        یاشاسین جواد کاظمیان....

                                                   و تصاویر بازی تراکتور و پرسپولیس

 

                     و تصاویری چند از حاشیه های نائب قهرمانی تراکتور

                                                             یاشاسین تراختور..

 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 19:50 توسط پونه| |

راز یک عاشق

قدم می زد درون رویاهایش ، دردو دل می کرد با آرزوهایش ، صحبت می کرد با همزبانش. ساده بود و بی ریا ،

خسته از یک فریاد بی صدا!

دوست داشت در یک جا گم شود، جایی که درآن مهر و محبت حس شود.

لابه لای دفتر خاطره هاش ، خاطره ای بود که نمی خواست پرپر شود ، سوخته شود ، واز بین رود . خاطره اش

راز بود که نمی خواست فاش شود ، یا از آن دفتر سیاه پاک شود. هم صدایی نداشت تا بگوید فریادش را! بگوید

راز دلش را!

همزبانش تنهایی بود ، در نگاهش بارانی بود ، در دلش چه غوغایی بود.

بی بهار به سر می کرد ، با زمستان سفر می کرد. شبها دلهره داشت روزها قهقه داشت. در دلش راز و نیاز بر

لبان نسخه ای بود. نسخه ای که نامش غصه بود.

غم با او همسفر شد آرزوهایش همه دربه در شد. عشق را سراسیمه در قلب گرفت.

با عشق همسفر بود ، بی عشق مثل جاده پر خطر بود.

روزها باعشق هم سخن بود ،شبها در آغوش عشق گرم گرم بود.

مدتی گذشت…

در دلش رازی پنهان بود،راز گل و آتش بود. رازش را می خواست فاش کند ، آرزوهایش را سحرخیز کند. یک سخن

بر زبان آورد ، هر دو آرزویش بر باد آورد.

در نگاه عشقش بارانی شد، قلبش از عشق خالی شد.

عشقش با کس دیگر همسفر شد ، چون عشق تنهایی سرد سرد شد.

می خواست با عشقها زندگی کند ، می خواست دو رنگ باشد و تحسینش کند.

اما سرنوشت اینچنین نخواست هر دوعشق را از او می خواست ، بعد از آن هیچ کس با او هم سخن نشد ، هیچ

عشقی با او همدل و هم صحبت نشد.....!

جواد عزیز تولدت مبارک...

یاشاســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــین جــــــــــــــــــــــــــواد کاظمــــــــــــــــــــــــــــــــــــیان.... 



و اما تصاویر جواد عزیز در سفر به ابوظبی....


http://www.tractor-club.com/imagedisplay.aspx?tar=100&id=/pics/Team%20Report%2092/ASIA/aljazeera-bargasht-aboozabi/6/a%20(4).jpg

http://www.tractor-club.com/imagedisplay.aspx?tar=100&id=/pics/Team%20Report%2092/ASIA/aljazeera-bargasht-aboozabi/6/a%20(9).jpg

http://www.tractor-club.com/imagedisplay.aspx?tar=100&id=/pics/Team%20Report%2092/ASIA/aljazeera-bargasht-aboozabi/6/a%20(8).jpg

http://www.tractor-club.com/imagedisplay.aspx?tar=100&id=/pics/Team%20Report%2092/ASIA/aljazeera-bargasht-aboozabi/4/a%20(3).jpg

http://www.tractor-club.com/imagedisplay.aspx?tar=100&id=/pics/Team%20Report%2092/ASIA/aljazeera-bargasht-aboozabi/4/a%20(4).jpg

http://www.tractor-club.com/imagedisplay.aspx?tar=100&id=/pics/Team%20Report%2092/ASIA/aljazeera-bargasht-aboozabi/7/a%20(1).jpg

 

                                                        و تصاویر تولد جواد عزیز در ابوظبی...

http://www.tractor-club.com/imagedisplay.aspx?tar=100&id=/pics/Team%20Report%2092/ASIA/aljazeera-bargasht-aboozabi/tavallode%20javad/a%20(1).JPG

http://www.tractor-club.com/imagedisplay.aspx?tar=100&id=/pics/Team%20Report%2092/ASIA/aljazeera-bargasht-aboozabi/tavallode%20javad/a%20(2).JPG


یاشاســـــــــــــــــــین جواد کاظمـــــــــــــــــیان....


نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1392ساعت 16:31 توسط پونه| |


1392-01-31-01-16-1

هافبک تیم تراکتورسازی گفت: در نیم فصل حضورم در تبریز و باشگاه تراکتورسازی به معنای واقعی از فوتبال لذت بردم.
جواد کاظمیان در گفت و گو با خبرنگار اوج نیوز، درباره شرایط تیمش  اظهار داشت: ما یک بازی خوب مقابل فولاد خوزستان انجام دادیم و می توانستیم برنده از زمین خارج شویم با این حال تساوی بهتر از شکست بود. با این نتیجه سهمیه مستقیم آسیایی مان کمی دچار تزلزل شد اما با شکست سپاهان مقابل داماش امیدواریم به رده دوم جدول برسیم.
وی ادامه داد: متاسفانه تراکتورسازی یکی از تیم های بدشانس لیگ است. ما از نظر فوتبالی در مقایسه با تمام تیم ها بهترین بازی را انجلم می دهیم اما فرصت هایمان به گل تبدیل نمی شود. مقابل الشباب در تبریز عالی بازی کردیم و همچنین مقابل فولاد. در سایر بازی ها هم به همین شکل بود. با این حال امید زیادی داریم در بازی های آینده موفق باشیم.
هافبک تراکتورسازی در پاسخ به این پرسش که آیا به قهرمانی هم فکر می کند، عنوان کرد: کسب عنوان قهرمانی کمی رویایی است اما می توانیم به رده دوم برسیم. فکر نمی کنم بازی کردن مقابل داماش جلوی چشمان صد هزار تماشاگر برای استقلال کار سختی باشد اما می توانیم با این فرض که سپاهان آلومینیوم را شکست ندهد ما به رده دوم برسیم و نایب قهرمان شویم.
وی در ارزیابی خود از فصلی که گذشت گفت: نیم فصل اول برای من و پرسپولیس خوب نبود اما خوشبختانه در نیم فصل دوم به تیمی آمدم که از همه نظر خوب است. از همه لحاظ بابت انتخاب تراکتورسازی راضی هستم. هواداران تراکتورسازی در این مدت خیلی به من کمک کردند و دست آنها را می بوسم. امیدوارم با صعود تراکتورسازی به دور بعدی لیگ قهرمانان آسیا و رسیدن به نایب قهرمانی آنها را خوشحال کنیم. آرامشی که در تراکتور دارم را در طول تمام این سال ها در هیچ تیمی نداشته ام. در نیم فصل حضورم در تبریز و باشگاه تراکتورسازی به معنای واقعی از فوتبال لذت بردم.
کاظمیان درباره حواشی که پیرامون تراکتورسازی وجود دارد، گفت: تیم های بزرگ همواره با حواشی زیادی  دست و پنجه نرم می کنند و این مسائل طبیعی است. خیلی ها می گویند این حواشی نگذاشت تراکتورسازی قهرمان شود اما به نظر من این مسائل طبیعی است و نمی توان کسی را متهم کرد.
وی درباره اظهارنظر برخی بازیکنان تراکتورسازی مبنی بر لجباز بودن تونی اولیویرا تصریح کرد: به نظر من او لجباز نیست. تونی شخصیت جالبی دارد. خیلی مهربان است و با توجه به اینکه نیم فصل اول با ژوزه کار کردم باید بگویم مانوئل نسبت به تونی خیلی بداخلاق تر بود.
هافبک تراکتورسازی در پاسخ به این سوال که آیا سال آینده هم در تراکتورسازی می ماند، گفت: من دوست دارم در تبریز بمانم. گفتم که در این مدت خیلی از شرایط راضی بودم. از آن دسته فوتبالیست هایی نیستم که در نقل و انتقالات سر و صدا کنم اما دوست دارم شرایط مهیا شود تا در تبریز و تراکتورسازی فوتبالم را ادامه دهم.
وی با اشاره به فینال حذفی و اینکه با توجه به سابقه بازی اش در پرسپولیس و سپاهان آیا به نظرش جای او در این بازی خالی نیست، خاطرنشان کرد: من یکبار حسرت فینال حذفی به دلم ماند و آن هم قبل از جام جهانی 2006 بود که پرسپولیس فینالیست شد اما بازی فینال سال بعد برگزار شد و من به امارات رفته بودم. الان نسبت به آن زمان باتجربه تر شده ام و چون بازیکن تراکتورسازی هستم هیچ فرقی برایم نمی کرد که در فینال باشم یا نه. برایم هم تفاوتی ندارد پرسپولیس قهرمان حذفی شود یا سپاهان.
کاظمیان درباره اینکه تجربه اش از بازی در امارات چقدر مقابل الجزیره برای تراکتورسازی مفید خواهد بود، افزود: من با پیراهن سپاهان و تراکتورسازی به الجزیره گل زده ام. می دانم الجزیره در لیگ امارات شرایط خوبی ندارد  اما با توجه به اینکه این تیم هنوز شانس برای صعود دارد  کار سختی در امارات خواهیم داشت. امیدوارم بتوانیم یک تساوی از دیدار با الجزیره در امارات بگیریم و مقابل الجیش هم پیروز شویم و از گروهمان صعود کنیم.
وی که به خاطر حضور در عربستان به خاطر بازی با الشباب نتوانسته بود در مراسم سالگرد برادرش حاضر شود، گفت: در تعطیلات نوروزی فرصت پیدا کردم تا بر سر مزار او بروم. خیلی حال کردم...


یاشـــــــــــاســـــــــــین جـــــــــوادکاظمــــــــــــــیان....
نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 19:2 توسط پونه| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت